X
تبلیغات
رایتل
به خود کرده گرفتارم  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390

بنام حضرت دوست 

 

 چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی است

مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

...

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود در فرو رفتن چه راهی پیشرو دارم

رفیقان یک به یک رفتندمرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودندگمان کردم که همدردند

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم 

  ***

روزهای سختی دارم خیلی سخت 

دیگه گریه هم درد منو دوا نمی کنه