X
تبلیغات
رایتل
دلم گرفته از خودم  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388

 

یا لطیف 

  

*** 

دلم گرفته آسمون ، نمی تونم گریه کنم

 

شکنجه می شم از خودم ، نمی تونم شکوه کنم

 

انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده

 

باز داره باورم می شه ، خنده به من نیوموده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم

 

حتی صدای نفسم ، می گه که توی قفسم

 

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون ، یه کم منو حوصله کن

 

نگو که از این روزگار ، یه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم

 

برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم 

 

***  

 

اومدم بنویسم اما خسته تر از اون بودم که بنویسم. گشتم و یه شعر پیدا کردم که حرف دلم باشه.  

 

یاعلی مدد