فریاد از این دل فریاد

می خوام از عشق بنویسم از خون دلهایی که بهم داد از رنجنامه ی یکی از دو خط موازی که ... از اشک و گریه های شبانه ام و از اینکه ...

فریاد از این دل فریاد

می خوام از عشق بنویسم از خون دلهایی که بهم داد از رنجنامه ی یکی از دو خط موازی که ... از اشک و گریه های شبانه ام و از اینکه ...

...

 

 

کاش می شد صدای دلتنگی دریا را در روزهای طوفانی شنید.  

 

فاصله ها

 

بنام خدای مهربان 

 

دلتنگم   

خسته ام   

و  

بیزارم   

از فاصله ها 

  

آه از این همه فاصله... 

 

شنبه هشت و بیست دقیقه ( قبل از حرکت ) 

 

و باز فاصله ها 

 

          

شاعر نیستم اما ...

 

بنام خدایی که آن دو چشم زیبا را به تو هدیه داد 

 

شاعر نیستم اما  

چشم هایت مرا به شعر وا می دارد  

چشم هایی که در وجود من عشق می کارد 

چشم هایی که در ازای گناه من عاشقانه می بارد 

چشم هایی که پاکی اش نام زیبای تو را به یاد من می آرد 

 

***  

گفتی از مردان حقیر بیزاری. از آنان که در مقابل زنان کوچک می شوند... 

تو برای من چیزی فراتر از عنوان یک زن هستی 

 

تو عشقی آسمانی هستی زیبا پاک و ستودنی 

 

پس در مقابلت سر تعظیم فرود می آورم 

 

که سزاوار بزرگداشتنی 

*** 

ممنونم که مرا بخشیدی